سالهاست که بر دیوار پیله ام می کوبم، مگر پژواک ضربه ها مژده پروازم دهند، مگر این گوی بر نیستان بغلتد تا از نی ای آوایی آسمانی بشنوم.



۱۳۸۹ مهر ۲۹, پنجشنبه

برداشتی از مقاله "تحلیلی بر التعریف بالطبقات الامم" در وبلاگ بحران

آقای مجید نصر آبادی مقاله اینجانب را در خصوص اهمیت کتاب "التعریف بالطیقات الامم" قاضی ساعد اندلسی که در شماره پنجم مجله تخصصی تاریخ علم به چاپ رسیده بود را مورد بازبینی قرار داده اند. شاید برای علاقه مندان به مقوله تاریخ علم جالب باشد.
لینک مطلب: التعریف بالطیقات الامم" قاضی ساعد اندلسی از نگاه بنفشه افتخاری

پی نوشت: بر خودم واجب می دانم که از استاد هادی عالم زاده تشکر و قدردانی کنم ایشان موسس و بانی پژوهشکده تاریخ علم و کسی که بسیار برای احیای نسخ خطی زحمت کشید و مشوق دانشجویان علوم و مهندسی برای پی گیری تاریخ علم بودند . ایشان استاد راهنمای دکتر جشیدنژاد اول در تصحیح این کتاب بودند و نیز مشوق بنده برای تحقیق در این مقوله...   

۱۳۸۹ مهر ۱۶, جمعه

هویت یعنی برگشتن به گذشته؟!

به ایرانی گفتند به گذشته خود برگرد، و خود را بشناس!
قصدم نقد این حرف نیست، بحث سر مشکلاتی است که چنین  برداشتی درست یا نادرست از این نظریه ایجاد کرده است . احتمالا بسیاری از فارسی زبانان شیعه مثل من که همه هویت خود را با شعائر کتابهای درسی موافق می بینند مشکلی برایشان پیش نخواهد آمد و اصلا درکی از این مسئله ندارند که چه مشکلی وجود دارد. به قولی ما همه ایرانی هستیم، همه آریایی هستیم... همه شیعه علی..همه از تبار کوروش و اسلام راستین... حالا چه طور این عناصر ناسازگار بهم ربط پیدا کرده خود یک مجموعه کاملی از علم تاریخ برره ای است.
اما اگر قسمت شود اینترنت پرسرعت بدون فیل تر... پشت هویت های مجازی، آنجا که آدمها ساده تر عقده های فرو خورده را می گشایند، در اکانت های یوتیوب، وبلاگها و فریوم ها، وقتی به زیر پوست جامعه می رویم آنجاست که تازه این دوزاری می افتد که پایه های این وحدت ظاهری چقدر لرزان است. آنجاست که می شود اذعان کرد مشکلی هست...چرا وقتی تمام جوامع به سمت وحدت می روند و ایالات متحده و اتحادیه و جامعه مشترک المنافع می سازند با همه تفاوتهای مذهبی و نژادی و زبانی، ما یک کاره ترکستان و کردستان و خوزستان و فلانستان می خواهیم.  همه هم به بهانه هویت طلبی! هر یک سیاهه ای از افتخارات نژادی و قومی و تاریخی اش را به رخ می کشد. البته همیشه تئوری توهم توطئه همه چیز را ساده توضیح می دهد که دست فلانی در کار است، اما اگر اهل حلاجی باشی و خوب فکر کنی می بینی وقتی هویت یابی برای ایرانی مشکل ساز شد که ایرانی ها گذشته مشترک نداشتند. از نژاد و قومیت ها و مذاهب متفاوت بودند. هر چه قدر هم اطلاعات تزریق شد همه خود را آریایی ندانستند، همه فارس نبودند و همه شیعه نبودند... 
باز می خواهم بگویم که مسئله تجزیه طلبی نیست، مسئله خیلی فراتر از هویت طلبی قومی است، اگر کمی با چشم بازتر نگاه کنیم و اگر فرصتی باشد که از بیرون به دانش آموختگان این مکتب نگاه کنیم، جماعتی را می بینی که دیوانه وار می خواهند چیزی را ثابت کنند. در گشت گذاری در همین دنیای مجازی که ایرانی ها فرصت تبادل با خارجی ها را پیدا کرده اند به راحتی می توان ایرانی ها را از شناسه های aryan  ،iranian ،persian شناخت، انگار توان معرفی خود را جدای از ملیت یا قومیت خود ندارند. بدتر از آن کامنتهای توهین آمیزی که به صراحت غلو در مستندات تاریخی ایران، لاف در مورد ایرانی و آریایی بودن و تحقیر سایر ملل و قومیت هاست. نمی دانم توانسته ام منظورم را برسانم یا نه،  که آن طرف سکه تجزیه طلبی قماش دیگری را می بینی که همین هویت دیکته شده تاریخی را بر سر دیگران و خود می کوبند تا غروری کسب کنند که صد البته غروری پوچ!  
پشت این اذهان آشفته و آدم های در به در فقط یک چیز است. آنهم اینکه آنها نتواستند مفهوم هویت را در درک زندگی انسانی پیدا کنند.  چه آنهایی که آریایی و پارسی (جدیدا پرشین) و هویت ایرانی شیعه بودن* به مذاقشان خوش آمده چه آنهایی که این عناوین را بر نتابیده اند. همه در تلاشی متوهمانه در اثبات خودی که معنایی جز نژادپرستی ندارد. 

بشنو از نی چون حکایت می کند       از جدایی ها شکایت می کند 

* منظور عنوان شیعی به عنوان بخشی از هویت است و نه عقیدتی و مذهبی.

۱۳۸۹ مهر ۸, پنجشنبه

مقاله ای از امیر حسین یزدان بد

مقاله ای بسیار خوب تحت عنوان «بحران مضمون» که تاریخ ادبیات مدرن را دوره می کند هر چند جای بحث بسیار دارد...برای من که دارم « بیوتن» امیرخانی را می خوانم خیلی جالب بود... این را در سایت ارمیا یا در ادبیات ما بخوانید.

۱۳۸۹ مهر ۵, دوشنبه

اتم گرایی کلام و انطباق آن با برخی مفاهیم فیزیک مدرن4


حال که مختصری درباره اتمگرایی علم کلام دانستیم اینبار از دیدگاه فیزیک و ریاضی مدرن به آن خواهیم نگریست و اینکه چگونه این نظریه به فیزیک مدرن نزدیک می شود.

بخش آخر: حرکت* بر اساس اتمگرایی کلام، فیزیک ارسطویی-ابن سینایی و فیزیک نیوتنی

از دیدگاه فیزیکی مهمترین دستاورد اتمگرایی کلام، تبیینی است که از حرکت به دست می دهد. چنانچه پیش از این نیز اشاره کردیم، اتمگرایی کلام شامل هر دو اتمگرایی ریاضی و فیزیک می شود در چنین برداشتی، زمان متشکل از اتم هاست، اتم هایی که کمینه زمان هستند یعنی یک لحظه یا یک «آن» هستند، همین طور خط نیز متشکل از نقاط تقسیم ناپذیرند که اتم های مکان هستند. پس حرکت نیز متشکل می شود از اتم های حرکت، یعنی جابجایی و تغییری که در یک لحظه یا آن تقسیم ناپذیر اتفاق افتاده است.
این تبیین کاملا با تبیین فیزیکی ارسطویی- ابن سینایی متفاوت است که در آن حرکت یعنی به فعلیت رسیدن آنچه که بالقوه است. یعنی هر تغییری در نتیجه تمایل آن شی به رسیدن به کمالی است که از آن محروم بوده است. این تبیین از حرکت در راستای غایت انگاری و علت گرایی ارسطویی است و نیز چنانکه می بینیم در تعریف ارسطویی تبیین حرکت کاملا کیفی است و بی نیاز از تبیین ریاضی که اینها شاخص هایی هستند که با فیزیک نیتونی در تضاد هستند. برای درک بهتر مسئله بهتر است به مبانی حرکت در فیزیک نیوتنی نگاهی بیاندازیم. مهمترین شاخص حرکت در فیزیک مدرن عبارتند از:

1-      در فیزیک نیوتنی دلیلی وجود ندارد که برای حرکت علت و غایت غیر فیزیکی در نظر گرفته شود.
2-      در فیزیک نیوتنی تغییرات پیچیده به تغییرات ساده تر و قابل اندازه گیری تجزیه شده و  به شکل ریاضی بررسی می شود.
چنانکه پیشتر گفتیم متکلمان با غایت انگاری و علت گرایی ارسطویی مشکل اساسی داشتند. متکلمان برای حرکت هیچ غایت و علتی جز خواست خداوند در نظر نمی گرفتند. حتی متکلمانی چون غزالی که اتمگرا نبودند هم علیت را رد نموده و نگاه هیوم وار به تغییرات داشتند.**
و حال یک بار دیگر سینماتیک حرکت اتمگرایی را بررسی می کنیم:

1-      اول اینکه هر تغییری که در عالم اتفاق افتاده چیزی نیست جز خلق دوباره اتم های دیگر با عرضی دیگر.
2-      اتمی که عرض مکان بر آن عارض شده را در نظر بگیریم یعنی این اتم در مکان یا حیز 1 در اتم زمان یا لحظه t1 قرار دارد.
3-      در لحظه t2 اتمی که از دید ما منتسب اتم مکان 1 است دیگر نابود شده و اتمی دیگر با عرض مکان یا حیز 2 خلق می شود. از دید ما جابه جایی رخ داده است که می توان در نموداری به شکل زیر ترسیم نمود.

و حال با این نگاه می بینیم که با تفاوتهایی ما حرکت را به شکل سینماتیک مدرن و ریاضی بررسی کرده ایم.
البته تا رسیدن به فیزیک مدرن نیوتنی در قرن هفده شاید می بایست 5 قرن بگذرد و هندسه به تکامل هندسه دکارتی برسد و قطعا متکلمان با خط بطلانی که بر هندسه کشیدند ادامه راه را بر خود بستند که دلایل عقیم ماندن چنین تحولی در جهان اسلام قطعا نیازمند بررسی دقیقتر می باشد.***

*در فیزیک قدیم حرکت تنها جابجایی در مکان نیست بلکه شامل هر نوع تغییر فیزیکی و شیمیایی است.

**غزالی و متکلمان مانند هیوم اعتقاد  داشتند که در نظر گرفتن علت و معلول تنها ناشی توالی حوادث است نه رابطه علی واقعی.

***متکلمان به دلیل اینکه خط را متشکل از اتم ها یا قطعات تجزیه ناپذیر می دانستند معادلی برای اعداد ناصحیح نداشتند و در نتیجه با مشکلات فیثاغورثی روبرو بودند و از آنجائیکه قادر به بنیان هندسه جدید هم نبودند خط بطلان بر هندسه کشیدند. البته در میان تلاشهای بی نتیجه آنها استدلالات قابل توجهی داشتند که به لحاظ فلسفه ریاضی قابل طرح است.

برای پی گیری بهتر رجوع کنید به :
  • معصومی همدانی، حسین،« بحثی در آراء طبیعی فخر رازی»، معارف، دوره اول، فروردین 1365.
  • رساله کارشناسی ارشد این جانب است که به زودی منتشر می شود.
  • مرامنامه من در مطالعه تاریخ علم را بخوانید.


پی نوشت: چنانچه تصویر قابل مشاهده نیست لطفا اطلاع دهید.



۱۳۸۹ شهریور ۲۵, پنجشنبه

اتم گرایی کلام و انطباق آن با برخی مفاهیم فیزیک مدرن3






در بخش قبلی مختصری درباره نظریه فیلسوفان و علل عدم پذیرش آن توسط متکلمان گفتیم و حال به نظریه خود متکلمان که همان اتمگرایی یا اتمیسم است می پردازیم.

بخش سوم: نظریه اتمگرایی کلام و نتایج فلسفی آن

پیش از متکلمان یونانیان و هندیان باستان برای تبیین ساختار عالم به اتمگرایی روی آورده بودند. در مورد اینکه اتمگرایی چگونه وارد جهان اسلام شد اطلاع دقیقی در دسترس نیست و نظریات مختلفی درباره آن وجود دارد. به نظر می رسد اتمگرایی در مراحل اولیه تکوین از اتمگرایی هندی و پس از آن بیشتر از اتمگرایی یونان تاثیر پذیرفته باشد.
لفظ اتم  از واژه یونانی atomus  به معنای تجزیه ناپذیر گرفته شده که عینا به عربی ترجمه شده و جزء لایتجزی نام گرفته است. قبل از شروع بحث باید خاطر نشان سازیم که واژه اتم در گذشته مفهوم وسیعتری را در بر می گرفته است و نه تنها به مفهوم لفظ فعلی اتم که در برگیرنده هر مفهوم مجرد و انتزاعی که قابل تجزیه نباشد نیز بوده است و از این رو در بررسی اتمگرایی باید مشخص کنیم که منظورمان اتمگرایی فیزیکی است یعنی اینکه اجسام متشکل از ماده اند یا اتمگرایی ریاضی که به این مفهوم است که خط ، سطح و هر کمیت قابل اندازه گیری نیز متشکل از اتم ها هستند.
بر این اساس ما در جهان اسلام با نوعی اتمگرایی منحصر به فرد رو به رو هستیم که هم شامل اتم گرایی ریاضی است و هم فیزیکی که پیش از آن سابقه نداشته است. در یونان باستان کسانی چون دموکریتوس که در فیزیک معتقد به اتمگرایی بودند در ریاضیات موافق پیوستگی کمیت های هندسی بودند و در هند باستان نیز اگر چه نشانه هایی در دست است که به گسستگی حرکت اعتقاد داشتند اما هیچگاه وارد بحث های ریاضی نشدند و چالش های هندسی که اتمگرایان ریاضی با آن درگیر بودند روبه رو نشدند.
متکلمان جهان را(چه عالم مادی چه مجرد) متشکل از اتم ها و اعراض می دانستند. اتم ها یا اجزاء لایتجزی فاقد هر نوع ویژگی هستند که به عبارتی دیگر آنها تمیزناپذیرند. تنها در یک لحظه  وجود دارند و در لحظه بعد از بین می روند. خداوند در هر لحظه اتم ها را می آفریند و اتم ها قادر به حفظ بقای خود نیستند و با اراده خداوند دوباره خلق می شوند و نیز به اراده خداوند اعراض در آنها حلول می یابد و صاحب کیفیت می شوند. در حقیقت هر نوع حرکت و دگرگونی حاصل خلق متفاوت اتم ها در هر لحظه است و تنها علت آن خواست خداوند است.
متلکمان بر خلاف قاعده ارسطویی «عرض به عرض قائم می شود» معتقد بودند که چنین چیزی ممکن نیست و نیز اینکه هیچ تقابلی بین وحدت و کثرت وجود ندارد و  بر همین اساس ساختار نظری متفاوتی را ارائه دادند که نتایج فلسفی خواست خود را استنتاج کنند. بدین شکل آنها عامل علیت در توضیح پدیده ها بی اثر کردند و جهانی را به تصویر کشیدند که در هر لحظه خلق می شد پس حادث بود نه قدیم. در این نظام جهان فانی بود نه ابدی و نیز خداوند در جایگاهی جدای از مخلوقات قرار داشت نه علت اولی ارسطویی که از نظر آنها تخفیف جایگاه خداوند بود.
نظریه اتمگرایی متلکمان را می توان در نموداری به شکل زیر ترسیم کرد. برای وضوح روی کلیک نمایید.




برای پی گیری بهتر رجوع کنید به :
  • ولفسن، هری آسترین، فلسفه علم کلام، ترجمه احمد آرام، انتشارات الهدی،چاپ اول 1368.
  • معصومی همدانی، حسین،« بحثی در آراء طبیعی فخر رازی»، معارف، دوره اول، فروردین 1365.
  • ایزوتسو، توشیهیکو، خلق مدام در عرفان اسلامی و آیین بودایی ذن، ترجمه شیوا(منصوره) کاویانی، انتشارات علمی و فرهنگی، تهران 1374.
  • هیث، سرتامس لیتل، تاریخ ریاضیات یونان، ترجمه احمد آرام، انتشارات علمی فرهنگی، چاپ اول 1381،
  • Pines, Shlomo, STUDIES IN ISLAMIC ATOMISM, Translated from German by Michael Schwarz, The magnes Press, 1997. 
  • مرامنامه من در مطالعه تاریخ علم را بخوانید.
پی نوشت: در صورتی که تصویر دیده نمی شود لطفا اطلاع دهید.

ادامه دارد...



      ۱۳۸۹ مرداد ۱۸, دوشنبه

      مصاحبه با استاد اکرمی:حیات مصنوعی خطرناکتر از بمب هسته ای و نوید بخش تر از هر دستاورد علمی دیگر


      حیات مصنوعی خطرناکتر از بمب هسته ای و نوید بخش تر از هر دستاورد علمی دیگر


      خط خبر دانش شهر : اعلام خبر دستیابی به فناوری ایجاد نمونه مصنوعی از حیات، تا حدی در جهان علم و فلسفه بازتاب داشته است که با وجود گذشت یک هفته هنوز از تب و تاب آن کاسته نشده است. خط خبر دانش شهر در گفتگویی با دکتر موسی اکرمی مدیر گروه فلسفه علم دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات، ابعاد گوناگون این خبر را  مورد بررسی قرار داده است. از دکتر موسی اکرمی ده ها مقاله و کتاب به زبان های فارسی انگلیسی به چاپ رسیده است. شما می توانید مختصری از سوابق و فعالیت های دکتر اکرمی را در اینجا بیابید.
      توضیح: به منظور حفظ ادبیات خاص دکتر اکرمی خط خبر دانش شهر از هر گونه ویرایش متن گفتگو خودداری کرده است.
      خبر تولید حیات مصنوعی را از دیدگاه یک پژوهشگر فلسفه علم چگونه ارزیابی می کنید؟
      پاسخ: من این خبر را در چارچوب انتظاری که از علم می توان داشت، مثبت ارزیابی می کنم.
      -
      در مقایسه با واکنش های سریع واتیکان و دیگر ادیان، چرا جامعه دینی شیعی در مقابل حیات مصنوعی، شبیه سازی و از این قبیل تحقیقات موضع گیری نمی کند؟
      پاسخ: باید از نمایندگان خود این جامعه پرسید. من “حدس” هائی می زنم که چه بسا “ابطال” شوند.
      -
      چرا مانند کاتولیک ها مباحثی مثل دخالت در کار خدا را از سوی علمای اسلامی مطرح نمی شود؟
      پاسخ: باز هم باید از خود “علمای اسلامی” پرسید. اما تا آنجا که من با آثار یک “عالم اسلامی” مانند مرحوم آقای مطهری آشنا هستم، کسی مانند ایشان این ” تولید حیات مصنوعی” را نه “دخالت در کار خدا” بلکه مثلاً بهره گیری از “قوانین طبیعت” که آفریدۀ خدا هستند می داند.
      -
      اگر بتوان در آزمایشگاه از چند مادۀ شیمیایی در کنار هم سلول جاندار تولید کرد، طرفداران دیدگاه های مکانیستی و همچنین فلسفه ذهن یا اصولا چه کسانی از این مساله خرسند خواهند شد؟
      پاسخ: این گونه “تولید سلول جاندار” تولیدِ آزمایشگاهیِ دی. ان. آ. بر پایۀ علم به ساختار مولکولیِ آن و قرار دادن آن در شرایط مناسبِ تکثیر و رشد است. این البته می تواند تأیید کنندۀ دیدمان “فیزیکی گرایی” [/ "فیزیکی انگاری" / "فیزیک گرایی" / "فیزیکالیسم"] باشد. که پیامد های مهمی برای همۀ حوزه های معرفتی فوق خواهد داشت. این دیدمان همواره باورمندانی داشته است و اینک گواه درخشانی در تأیید نگرش خود دارند.
      -
      آیا این خبر نظریه تحویل حیات و روح و جاندار بودن به کارکرد جسم و اندام به جای حلول روح الهی و دمیدن روح از سوی خدا را تقویت می کند؟
      پاسخ: دانشمندان با این عمل نشان داده اند که می توانند ساختارِ مادی ای را در آزمایشگاه پدید آورند که حامل حیات شود. یعنی نشان داده شده است که اگر ساختار مادی قابلیت حیات پیدا کند ویژگی های زیستی را نشان خواهد داد و زنده می شود. این دیگر مهم نیست که این ساختار مادی ویژۀ مستعد حیات به گونه ای طبیعی تولید شود یا به گونه ای مصنوعی. اما اگر کسی به خاستگاه الوهیِ عروض یا ظهور حیات باور داشته باشد هنوز می تواند از برنهاد خود دفاع کند. مثلاً با نگرشی صدرایی به شما بگوید این نشان دهندۀ جسمانیة الحدوث” بودن “روح” است. یا ممکن است یک نفر با تمسک به فراآیی (supervenience) به شما بگوید هرگاه سامانه ای مادی با ویژگی های الف و ب و پ و… پدید آمد حیات “فراآیه” (supervenient) ای است که بر این “فروآیه” (subvenient) فراآیی دارد. این چنین فردی می تواند هنوز به خاستگاهی فرامادی برای فراآیه ای چون حیات باور داشته باشد. هر پاسخ دهیِ مخالفی شیوۀ دیگری را نیاز دارد.
      -
      مفهوم حرکت جوهری در نظریات ملاصدرا آنجا که روح را محصول تکامل جسم می داند و روح را با پیشرفت جسم در رشد می بیند با این کشف تقویت می شود؟
      پاسخ: همان گونه که در پاسخ به پرسش پیشین گفته شد، این پدیده می تواند دست کم با نیمی از برنهاد صدرایی “جسمانیة الحدوث و روحانیة البقاءسازگار باشد، البته به شرطی که وجود روح چونان هستومندِ عهده دارِ حیات، پذیرفته شود. اگر کسی به هر دلیل وجود روح را نپذیرد به حدوث روح از خاستگاه جسمانی نیز باور نخواهد داشت. پس از پذیرفتن روح و باور به خاستگاه جسمانی آن، بقای آن موضوع دیگری است که شاید به آسانی پذیرفته شود و شاید هم پذیرفته نشود. به هر روی پذیرش آن بر پایۀ علم نخواهد بود و نیازمند پذیرفتن دلیل از حوزه ای غیر علمی است.
      -
      در ارتباط علم و سیاست، با نگاهی به آنچه در مورد بمب هسته ای(اتمی) روی داده است، آیا ادامه این تحقیقات را مخاطره آمیز پیش بینی می کنید؟
      پاسخ: بی گمان. نه تنها دولت ها تلاش می کنند چنین دانش-فنی را در راستای خواست های سیاسی و اقتصادی خود در عرصۀ ملی و جهانی به خدمت گیرند، بلکه گروه های تروریستی نیز خواهند کوشید بدان دست یابند و در چارچوب اهداف خود به کار برند. بی گمان همۀ اشخاص حقیقی و حقوقی ای که خود را در برابر انسان و طبیعت مسئول می دانند باید ضمن خوشامد گویی به چنین دستاوردی در پی چاره جویی برای مهار و کسب اطمینان از بهره گیریِ در خور و سنجیده از آن باشند. در آینده، همگام با گسترش این دانش-فن شاهد پدیدآییِ نهاد های گوناگونی از سوی گروه ها و جمعیت های گوناگون خواهیم بود. جریان هائی در دولت ها و گروه های غیردولتی در پی بهره گیری نادرست از آن خواهند بود. از این رو مخالفان و دیده بانان گوناگونی شکل خواهند گرفت. اگر این تیغ در کف زنگی مست قرار گیرد چه بسا خطرناک تر از سلاح هسته ای باشد. از این رو همۀ آگاهان و نخبگانِ نیکخواه باید با حساسیت بیشتر مراقب هر گونه بدکرداری در این زمینه از سوی هر شخص حقیقی و حقوقیِ دولتی و غیر دولتی در هر کشور با هر گونه توجیه سیاسی و اقتصادی و دینی و اخلاقی و…باشند. 
      پی نوشت: این مطلب از سایت استاد گرفته شده.

      ۱۳۸۹ مرداد ۱۰, یکشنبه

      شعر: کوبه

      بر مغزم می کوبند این کلمات

      تا فریادی شوند

      که بخروشد

      بر این گوش ها
      که با بتون خود را سنگ گرفته اند

      که نشنوند
      ضجه آن روح زبون جا مانده در دخمه را

      از آن دست های تنبل
      که آفت فلسفه را از مزرعه دل نمی روبند

      از این شعر
      که حتی زخمه ای بر تاری از وجودم نمی زند.


      پی نوشت: این شعر را با شنیدن آهنگی نوشتم که سال گذشته  در ژنو در یک اجرای خیابانی برای اولین بار شنیدم که همه وجودم را می لرزاند، آن را در یوتیوب پیدا کردم ...شما هم ببینید:
      ویدیوی شفای مقدس، غرور قدرتمند